یمدتیه اومدم مرخصی
انتظار داشتم بعد از اینهمه خستگی،یه نفس راحت بکشم ولی خب اونجوری ک خواستم نبود.چون فقط به قسمتی ازش رسیدم و اونم خانواده بود.درسته خانواده بهترین افراد ادمه ولی خب دلم برای یسریام تنگ شد ولی به دلایلی نمیتونم دیگ باهاشون ارتباط بگیرم.مخصوصا یه نفر ک خیلی دوسش داشتم و خیلی بهم بدی کرد و با احساساتم بازی کرد.نه یبار،نه دوبار....دیگ بعد از اون چندین بار به خودم گفتم تف توی این عشق ک باعث میشه اویزون یکی بشی و دیگ گفتم بسه...
ولی خب باز این دل احمقم دلتنگ میشه و سراغ عکساش میره و پروفایلشو چک میکنه :)
.
یوقتایی بیتباکس دلی میزنم برای خودم.این بیتباکسم برای اون زدم:
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
برنامه های هفتگی وبلاگ:
شنبه: موزیک edm
یکشنبه: بدون شرح
دوشنبه: شخصیت شناسی MBTI
سه شنبه: جوک
چهارشنبه: دیالوگ
پنجشنبه: حرفای دلی :)
جمعه: LSD mod🔥

با فنجان چایی هم میتوان مست شد