پارت اول:خواب بعد از ظهر امروز
شاید با خودتون بگید چرا اول دیشبیو تعریف نکردی😂
علتش اینه که قراره با پارت دوم،به پارت اول برسم😁قشنگ عین فیلما شد😂
خب امروز بعد از ظهر خیلی خسته بودم و وقتی خوابیدم،وارد مپ قبلی که دیشب دیده بودم،شدم.
اندفه کاملتر بود و بیشتر فهمیدم قضیه چیه!
از این خواب بعد از ظهرم خیلی یادم نیس ولی مدل خواب رو یادم مونده
من در حال فرار از یه سری افراد بودم و دنبال یه وسیله ی خاص!
اون وسیله ی خاص شبیهه یه ضبط رادیو بود و یه دکمه داشت و با نگهداشتن اون دکمه و حبس کردن تنفس و بستن چشم،وارد یه دنیای دیگه از زمان میشی.با هویت جدید!
از این دستگاه ازش تعداد کمی توی جهان وجود داره.
خب
من درحال فرار توی یه ساختمون شیک تجاری بودم و یسری افراد با تفنگ به دنبالم و منم دنبال اون دستگاه!
اون دستگاه دست یه پیرمردی بود که صاحب اون ساختمان تجاری بود
به سرعت وارد اتاقش شدم.بهم گفت که زنده نمیمونی
منم بدون حرف،دستگاه رو از جیبش برداشتمو پشت در وایسادمو دکمه رو فشار دادم
وقتی درحال عبور از زمان بودم،داشتم میدیدم که در رو باز کردن و با تفنگ دنبالم میگشتن.(اندفه خیلی فیلم اکشن بود. جرررر😂)
وقتی وارد دنیای جدید شدم،هویت جدیدم توی ذهنم ایجاد شد!
یعنی میدونستم چیکاره م و چه زندگی دارم.خیلی عجیب بود!
داشتم میرفتم سراغ حیوونی که داشتم.یه ماهی غول پیکر که برای خودم بود و انگار وارد یه مسابقه ای بین ماهیای دیگه بود😂
این ماهی عقل داشت،حرف میزد ولی توی بدنش سیستم داشت.انگار ساخته ی دست انسان بود و بصورت ژنتیکی این شکلی شده بود
وارد بدنش شده بودم و بهش دستوراتی که توی ذهنم ایجاد شده بود برای ماموریت بعدی رو درونش ایجاد میکردمو بهش میگفتم
با اجرای هر دستوری که بهش میدادم،قدرتش بیشتر میشد.
فکر کنم ۴ دستور رو باید پشت هم انجام میداد تند تند تا انجام بشه
حالا یادم نیس ماموریته چی بود و قابلیت این دستورا هم چیبودند!
ولی میدونم بازم توی تونل زمان دنبالم بودن و نمیخواستن ابن کاررو انجام بدم و من با عجله داشتم کارمو میکردم😂
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
برنامه های هفتگی وبلاگ:
شنبه: موزیک edm
یکشنبه: بدون شرح
دوشنبه: شخصیت شناسی MBTI
سه شنبه: جوک
چهارشنبه: دیالوگ
پنجشنبه: حرفای دلی :)
جمعه: LSD mod🔥

با فنجان چایی هم میتوان مست شد