من و دوستم(دختر بود و نمیشناختمشم) با این دستگاه وارد تونل زمان شدیم.انگار قبلش درحال فرار از یه جایی بودیم و با این دستگاه راحت شدیم
وقتی وارد این قسمت از زمان شدیم،ماموریت خاصی نداشتیم.ولی انگار باید به اتاقایی که تعیین شده بود وارد میشدیم تا بهش میرسیدیم
اولین جا توی یه حالت بیابونی بود که جفتمون افتاده بودیم و خیلیای دیگه هم بودن و کشته شده بودن!
کف زمین یه ماده ی سفید رنگی بود که هرکس روی اون قرار داشت،حتما کشته شده و کسایی که بیرون بودن،زنده موندن
منو دوستم بیرون از اون ماده سفید رنگ بودیم
یه عده ای بودن دنبال افراد زنده میگشتن و ما خودمونو به مردن زده بودیم.خنگ بودن😂
توی یه فرصت مناسب،سریع فرار کردیمو وارد اون دری که اونجا وجود داشت شدیم.
وقتی در رو بستیم،دیگه وارد پارت بعدی شده بودیم!
اونجا یه مهمونی بود.حالت خارجی وار داشت😂منو دوستم هم باهم داشتیم راه میرفتیم.یهو بهش گفتم اینو نگااا😶😂🤦♂️
زنه بساطشو بیرون انداخته بود😐😂
بعد جلوتر رفتیم،یه اتاق دید.بهم گفت انگار مردونس!
گفتم اره بزار من میرم.تو بمون😐😂
(وقتی حالت خارج داره،چرا مردونه زنونه داره واقعا😐😂)
ولی خب اخه داخلش مردای لخت وجود داشت😬🤦♂️
یه قسمت دیگشم بود انگار برای پذیرایی داشتن اماده میشدن
جلوتر که رفتم،یه در دیگه بود
بازش کردم،دوتا از رفیقامو دیدم😂دوتا رفیق دوقلو که توی دوران راهنمایی باهاشون دوست بودم
اون مکان یه حالت تپه مانند داشت که همه همسنای خودمون بودیم
بعد یکی ازون دوقلوها کارتشو در اورد.گفت علیرضا این ماله توعه.اینم مال من
منم بهشون گفتم پس برا من کو😂😂🤦♂️
بینشون کارت منم بود😶گفتم دست تو چیکار میکنه😶😂گفت از پارسال انگار دستم مونده😐😂
حالا کارته چی بود! کارت ورود به جلسه ی کنکور🤣
این پارت یکم چرتوپرت زیاد داشت میدونم ولی از خاص بودنش کم نکرد.فقط خیلی اسیدی بود😂
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
برنامه های هفتگی وبلاگ:
شنبه: موزیک edm
یکشنبه: بدون شرح
دوشنبه: شخصیت شناسی MBTI
سه شنبه: جوک
چهارشنبه: دیالوگ
پنجشنبه: حرفای دلی :)
جمعه: LSD mod🔥

با فنجان چایی هم میتوان مست شد